معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

26

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

نشود ، و هم بشريت و فهم ملكيّت ، از ادراك معانى نهانى او دور است ، معجزه آن ممدوح سبك‌روح « قد جاءكم من اللّه من نوره » يار وفادار ارباب طلب است ، گل گلزار اسباب طرب است . لمؤلفه اى گل گلزار همه بلبلان * اى به تو آرام دل طالبان آينه دار رخ شاهى توئى * مطلع انوار الهى تواى مايدهء ربع معانى توئى * قاعدهء سبع مثانى توئى مايهء هر مفلس و مسكين توئى * مونس جان من غمگين توئى دست بفتراك تو خواهم زدن * با تو به خلوتگه وحدت شدن درد مرا مايه درمان تو باش * بدرقه خدمت سلطان تو باش زنگ ز مرآت دل من زداى * بر دلم اسرار حقيقت گشاى مصقله بردار و مرا جلوه ده * در دل من نور خدا جلوه ده برفكن اين پرده ز رخسار دوست * هان كه دلم عاشق ديدار اوست جملهء ذرات وجود مرا * آينه سازد كه ببينم خدا آنچه توانى به وصالم بكوش * خلعت خاصى به معينى بپوش تاج كرامت بسر ما بنه * هر چه مراد است خدايا بده [ در بيان احسنيت سوره يوسف « احسن القصص » ] قال اللّه تعالى « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ » ما بر تو مىخوانيم خوب‌ترين قصه‌كردنى « بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ » بطريق وحى بر تو به زبان جبرئيل اين سوره را « وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ » و به درستى كه بودى اى محمد پيش از آنكه وحى به تو فرستيم از غير واقفان از سورهء يوسف ( ع ) و اين « ان » مخففه است از مثقله به قرينهء لام « لَمِنَ الْغافِلِينَ » . كشف - بدانكه لفظ قصص احتمال دو معنى دارد يكى اقتصاص كه مصدر است بمعنى قصه كردن تا تقدير چنين شود كه « نحن نقّص عليك احسن الاقتصاص » و ديگر بمعنى مفعول يعنى مقصوص بمعنى قصه كرده شده و تقدير